محمد تقي المجلسي ( الأول )

70

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )

بودند كه خبر به من رسيد كه چون سوار مىشوى آزاد كردهاى ما ترا از در كوچك بيرون مىبرند از جهة بخل ايشان كه مبادا چيزى به فقرا دهى و قسم مىدهم ترا به حقى كه مرا بر تو هست كه البته در وقت بيرون رفتن و داخل شدن از در بزرگ داخل شو و بيرون رو چون سوار شوى مىبايد كه طلا و نقره با تو باشد و هر كه از تو چيزى طلب كند بدهى و كسى را رد نكنى و اگر عموهاى تو از تو چيزى طلب كنند كمتر از پنجاه مثقال طلا ندهى به ايشان و زياده اختيارش با تست و اگر عمّها طلب كنند كمتر از بيست و پنج دينار ندهى و اختيار زيادتى با تست و مرا ، غرض آنست كه حق سبحانه و تعالى ترا بلند مرتبه كند به جود و عطا پس بده و مترس كه خداوندى كه عرش را به قدرت كامله خود آفريده است بر او آسانست كه كار را بر تو تنگ نكند يعنى البته حق سبحانه و تعالى مىرساند هر چرا مىدهى . ( قال الصّادق صلوات الله عليه فى قول الله « عزّ و جلّ * ( كَذلِكَ يُرِيهِمُ الله أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ ) * » قال هو الرّجل يدع ماله لا ينفقه فى طاعة الله عزّ و جلّ بخلا ثمّ يموت فيدعه لمن يعمل فيه بطاعة الله او بمعصية الله فان عمل فيه بطاعة الله راه فى ميزان غيره فراه حسرة و قد كان المال له و ان كان عمل فيه بمعصية الله عزّ و جلّ قوّاه بذلك المال حتّى عمل به فى معصية الله عزّ و جلّ ) ( 1 ) و كالصحيح منقول است از آن حضرت صلوات الله عليه در تفسير قول حق سبحانه تعالى كه ترجمه اش اينست كه همچنين مىنمايد به ايشان حق سبحانه و تعالى اعمال ايشان را كه حسرت باشد بر ايشان حضرت فرمودند كه مثل شخصى است كه مال خود را به سبب بخل صرف نكنند در جائى چند كه